يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

15

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )

نيز كويند مغز جلغوزه مغز جوز هندى از هريك ده مثقال مويز دانه بيرون كرده سى مثقال بكوبند و در سى صد مثقال عسل كداخته حل كنند و فلفل و دار فلفل و زنجبيل و دارچينى و پوست هليله و آمله و شيطرج و زراوند مدحرج و پنج بابونه از هريك ده مثقال بكوبند و به‌بيزند و همه را بهم سرشته هر صباح از يك مثقال تا دو مثقال غلولها كنند و فروبرند و غذا كباب يا قليه خشك خورند حمق و رعونت حمق و رعونت كه عبارت از بطلان و نقصان فكر است چون از ماده سرد و تر بود علامتش كرانى سر و بسيارى خواب و ضرر يافتن از چيزهاى سرد است رباعيه اى قدر تو از حمق و رعونت شده‌ست * در كار تو ز اين عارضه صد كونه شكست هر روز ز معجون بلادر درمى * مىخور كه از آن بلا بدين خواهى رست صفت معجون بلادر صفت معجون بلادر فلفل و دارفلفل و قسط و وج و شونيز نيز از هريك ده مثقال سداب و جنطيانا و زراوند مدحرج و حبّ الغار و جندبيدستر و شيطرج و خردل از هريك پنج مثقال همه را بكوبند و به‌بيزند و به دويست و پنجاه مثقال عسل كداخته